طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

امروز که به وبلاگ فاطمه خانوم (انتهای بیراهه) مراجعه نمودیم دیدیم بازی انجام داده و به دوستان هم سفارش نموده انجام دهند این بازی را... البته ما زیاد اهل بازی وبلاگی نیستیم اما این یکی را می خواهیم به دلیلی که ذکر می کنیم انجام دهیم...

یادش بخیر همیشه در کودکی دوست داشتیم(دوست داشتن که چه عرض شود آرزویمان این بود) که در جزیره ای برویم بی آب و علف وتک تنها و خودمان شروع کنیم به ساختن جامعه دور و بر خودمان و همه چیز را مطابق سلیقه خودمان بچینیم و قانون جامعه را هم خودمان وضع کنیم. مثلا همه خانه ها روی درخت ساخته شوند و قانون هم یک چیز هر دم بیلی شده بود در حد قانون جنگل... حتی برای خودمان مرام نامه هم در ذهن پرورانده بودیم...

بعدا که بزرگ تر شدیم و عقل رس تر, گفتیم تو غلط کردی دختره چشم سفید... آخر در جزیره بی آب و علف چه خاکی می خواهی به سر کنی ؟ می میری از گشنگی بدبخت... خلاصه جزیره هه تبدیل شد به یه جزیره ای که آب و علف داشته باشد . یونجه و شبدر داشته باشد. میوه های گوناگون داشته باشد. و از همه مهمتر زیر آن هم باید از نفت اشباع شده باشد.آمدیم و همه آرزو های ما به واقعیت تبدیل شد و ما یک جامعه خود ساخته پیدا نمودیم ... چه جوری باید با کشور های دیگر تعامل می کردیم. مثلا یونجه  وشبدر می دادیم تا بهمان گوشت و نان و این ها دهند ؟ نمی شد که... گلاب به رویتان این جوری تف هم کف دستمان نمی انداختند... باید یک نفتی گازی طلایی... خلاصه یه ثروتی باشد که ملل مختلف برایمان تره خرد کنند.

بگذریم در خیالاتمان هم تصورات زیادی داشتیم و اجسام مختلفی را با خود حمل می کردیم اما این جا طبق بازی 6 تای آنها را ذکر می کنیم..

اگر ما می خواستیم برویم جزیره تک و تنها..

1.    اول از همه یک اره با خود می بردیم. انتظار ندارید که آنجا با دندان هایمان چوب ها را ببریم و برایتان خانه درست کنیم و جامعه مدنی امان را شکل دهیم. خوب یک چیز تیز می خواهد دیگر.

2.    یک عدد گوسفند ماده و یک عدد گوسفند نر..(کشتی نوحی هستیم برای خودمان چه فکر کردید ) گوسفند خاصیت زیاد دارد. حتی همان پشکلش.

3.    یک عدد چاقو... خوب با اره که نمی توان میوه پوست کند و مواد غذایی را خرد کرد و غذا درست کرد.

4.    یک خورجین که توش یک کیلو گندم باشد(از اول هم بچه قانعی بودیم.) با همان یک کیلو گندم مزرعه ای برایتان درست می کنیم هکتار در هکتار.. حالا صبر کنید برویم. می بینید..

5.    در کودکی می خواستیم عروسکمان همراهمان باشد الان که بزرگ شدیم موبایلمان آن هم با شماره ایرانسلمان جایش را به عروسک داده. (همراه اول کیلو چند. ایرانسل را عشق است) این موبایل همه کاره است. رادیو .تلفن. کامپیوتر و هر چه که دلتان بخواهد...تازه هر از گاهی هم ایرانسل اس ام اس می زند و حالی ازتان می پرسد و احساس تنهایی نمی کنید و می دانید یک نفر هست که هیمشه به فکرتان است.

6.    متکا و لحافمان... شک نکنید بدون این دو جزیره که سهل است تا دم بقالی هم تنهایی برای چند روز نمیرویم.

خوب موارد زیاد بود. فکر می کنیم اساسی ترینش همین هاست.

[ ۱۳۸٩/٩/٧ ] [ ٦:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب