طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

یادش بخیر... شاید اگر آن زمان ها که یک فنچ آب دماغو بودیم دست خط مان هم مانند همه هم کلاسی هایمان جلوی آفتاب میگذاشتی در میرفت و نمی ایستاد مانند بز معلم را نگاه کند. شاید اگر ذات درونی امان این همه حمال صفت نبود. شاید اگر ما هم مانند همه دوستانمان از زیر کار در رو بودیم. شاید اگر معلممان این همه احساس پسر خالگی با ما نمی کرد و هی چپ و راست به ما تحقیق نمی داد و هی هم هندوانه زیر بغلمان نمی گذاشت که تو خط بهتری از بقیه داری پس تو باید بنویسی.(لازم به ذکر است که خدا پدرتان را بیامرزد آن موقع نمی دانستیم کامپیوتر چی هست اصلا. فکر می کردیم یک چیزی در مایه های پیتزا است. اگر یادتان باشد این دو تقریبا همزمان در ایران باب شد. در این راستا هم خوب معلوم است که میگفتیم ای دست پرتوان برس به داد این ناتوان.همین جا هم بگوییم که ما اصلا خط خوبی نداریم ولی آن زمان ها کمی به صورت خودپرداز خطاطی تمرین می کردیم لذا از بین آن همه خرچنگ و قورباغه اوضاع بهتری داشتیم. همین.)

خلاصه اگر همه این اتفاق ها نمی افتاد و بر حسب تصادف هم در بین تحقیق هنرمندان چارلی چاپلین به تور ما نمی خورد. ممکن بود ما این قدر عاشق و شیفته این بشر نباشیم.

یادمان می آید آن زمان ها از بس که بهمان حمالی می دادند مدام می خواستیم طوطی وار یک چیزی سیاه نمایی کنیم و تحویل معلم دهیم و معلم هم هی به به و چه چه راه بیاندازد و یک 20 آبدار هم برایمان بگذارد. اما سر این تحقیق چاپلین یک کتاب زندگی از نمی دانم کدام سوراخ پیدا کرده بودیم که بد جوری جذبمان کرده بود. همین را بگویم که کتاب را دو سه روزه فیصله دادیم و از همان موقع با همه احساسات نوجوانی و عاشق پیشگی امان شدیم یک پا مجنون برای چاپلین. اگر اسلاممان به خطر نمی افتاد حاضر بودیم آن کت دامن مسخره و آن کلاه مسخره تر را سرمان کنیم و در حکم نامزد چاپلین از آن گوشه فیلمش رد شویم...

یادش بخیر ایامی بود برای خودش.

بعد تر بزرگ تر شدیم و در یک لحظه ناگهانی که از کنار تلویزیون رد می شدیم شنیدیم که محمد اصفهانی بر خلاف همه آهنگ هایش یک قر و قمبیلی خوانده است بیا و ببین. اولین بار بود تلویزیون از این ناپرهیزی ها میکرد. همان جا بود که به واسطه عشق دیرینمان از اصفهانی خوشمان آمد و ترغیب شدیم آهنگ های دیگرش را نیز به خورد مغزمان دهیم. اما خدایی این آهنگ برای هر که جلف و بی محتوا باشد( که یادمان هم می آید خیلی روش نقد و ایراد شد. و مدام اصفهانی سر این آهنگ نکیر و منکر می شد. )برای ما واقعا محتوای آهنگ چیزی جز گریه و آه و فغان ندارد.

بعد تر از همه این بعد ها. یعنی چند روز پیش به نوید خان که دعوت عمومی داده بود گفتیم هوس دوباره شنیدن این آهنگ را نمودیم. او نیز چشم گفت و این دانلودش را برایمان گذاشت. بعد از 5 سال دوباره شنیدن این آهنگ فقط اشکی نمکی و ریزه میزه گوشه چشممان نشاند و دلمان برای معشوق دیرینمان یک نخود شد. از اصفهانی به خاطر خواندن این آهنگ نمیشود تشکر کرد خوب راهمان نمیدهند مای یک لا عبا را...

اما نوید خان که دم دستمان است. همین جا از یادآوری خاطراتمان از او تشکرات لازمه را به جا می آوریم.

یاد آوری :دانلود آهنگ دلقک را همان وب نوید خان پیدا کنید . حوصله نداریم این جا برایتان بگذاریم.

یاد آوری : این آقای دکتر و اقای مارکو و آقای فرزاد برای پست قبل دست به کار شده اند. دوست دارید بروید بخوانید.

یاداوری3: عیدتان مبارک.

[ ۱۳۸٩/۸/٢٥ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب