طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

به جان خودم نباشد به جان شما مهران این وبلاگ ما را می خواند. منتها می ترسد لو برود برایمان کامنت نمی گذارد. شاید هم به نام یک نفر دیگر کامنت می گذراد تا ما جو گیر نشویم و گیر سه پیچ ندهیم که الا و بلا ما را ببرد در سریال هایش بازی دهد. خدایی ما  بهتر بازی می کنیم یا این همسر دوا چی با آن دماغ عمل کرده اش. البته می دانید که در نقد جایز است همه رک و ریشه طرف را به سخره بگیری و اصلا هم در مقوله غیبت نمی گنجد. لذا خوش باشید و به نقد هر فحشی خواستید به هرجایی خواستید روانه سازید. مجاز است.

نه خدایی ما بیشتر جنم و تیریپ شاهانه داریم یا این سوگلی؟ اصلا اصالت از وب ما می ریزد خودمان که سهلیم...

از بحث دور نشویم .. خلاصه جناب مدیری می دانیم می خوانید ما را پس ضایع نفرمایید و بیایید خودتان را نشان دهید. اگر این جور نیست چرا باید از بین این همه اسم اسم وبلاگ ما را تغییر کاربری دهد و استفاده نماید. حکما اگر به حق کپی برداری و این خاله زنک بازی ها اعتقاد نداشت اسم سریالش شده بود قهوه اسپرسو. و از آنجایی که همه کار های مهران حکم طنز تلخ را دارد شکی نیست که برداشت او برای سریالش قطعا و طبق قانون استقرا برگرفته از وبلاگ ماست و بس. بحثی هم نباشد . هر که مخالفت کند مطمئنا در جهت تخریب شخصیت شخیص اینجانب و آنجانب(منظور مهران) می باشد.

و اما سریال...

از بس از مهران کار های خوب دیده ایم که سر شده ایم.(بی حس شده ایم) آنقدر هر بار کارش شکفته (شکوفه نه ها شکفته یعنی شکوفا شده ) که از او انتظار داریم با آمدنش هالیوودی بالیوودی چالیوودی(چاپلین دیگر) به پا کند. غافل از این که این بنده خدا هم آدم است ظرفیتش تا یک جایی است خدا که نیست ازش انتظار های نابه جا دارید. با این که اولش بسیار وسوسه انگیز بود ولی احساس می کنیم آنقدر به تجملات پرداخته و سعی نموده امکانات بی نظیر و لباس های فاخر و کاخ های گسترده و مرغ های بریان را به رخ بکشد که اصل داستان به حاشیه رفته.

مطمئنا خودش بیاید بهتر می شود. چون بیشتر بار طنز را به عهده می گیرد و از دست نا بلدان بیرون می کشد.

اما از این ها بگذریم این حرمسرای مکش مرگ مایش دیوانه امان کرده. نمی دانیم چرا این قدر که روی بازیگران مردش مانور می دهد و می گردد و دانه های نابش را پیدا می کند در مورد زنانش این قدر اهمال کاری می کند هر آنکه دم دستش آمد سر کار می گمارد. گاهی دلمان می خواهد سرمان را بکوبیم به دیوار از این فیس و افاده های ساختگی و چسان فسان های زیر پوستی(به قول خودشان). زن باید اگر هم عشوه ای دارد از خودش باشد و ذاتی نه این که با هزار تاب و عتاب و خطاب دو زار راه رفتن کبک را یاد بگیرد چهار زار همان کلاغی باشد که بود. این بیخودی الملک از این نسوان عمل کرده و عمل نکرده زیباتر ادا و اصول دارد.

بماند که بیشترشان درگیر نشان دادن زیبایی های مصنوعی شان هستند تا بازی کردن. انگار سالن مد است آنجا و اینها هم آمده اند برند ها را به نمایش بگذارند ارواح عمه اشان...

القصه دلمان پر است از این ها. آبروی هرچه زن بود را برده اند.

 

 

 

[ ۱۳۸٩/٧/٢۸ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب