طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

همیشه فکر می کردیم شاد ترین اتفاق دنیا این است که یک روزی بر حسب اتفاق یکی از فک و فامیل های پرزیدنت آمریکا عاشق و شیدای ما شود. البته دقت کنید یکی از فک و فامیل هایش ها نه خودش, دوست نداریم در راس حکومت قرار بگیریم . همیشه دوست داشتیم در حاشیه باشیم و صد البته تر هم می دانیم این یک معضل روانشناختی نیز می باشد . اما ما این معضل را دوست داشته و به هیچ عنوان در صدد رفع و رجوعش بر نمی آییم.

 خلاصه ...

فکر کنید اگر این اتفاق نادر می  افتاد چقدر دنیا گل و بلبل می شد. طرف که از ما خواستگاری می کرد طوماری از خواسته هایمان را بهش ارائه می نمودیم. او نیز مجبور به موافقت بود.

1. تحریم ها در عرض جیک ثانیه برداشته می شد و این سیل عظیم هواپیماهای اسقاطی ما آپدیت می شدند و هی تپ و تپ زمین نمی خوردند و کارمان به چهار قل خواندن مهماندار نمی کشید.

2. این رودخانه نفتی که از زیرمان رد می شود را به قیمت خون بابایمان بهشان می فروختیم و قدغن می کردیم که از هیچ مملکت دیگری نفت نخرند.

3. واردات کلا رایگان می شد.

4. هر تومان به قیمت 1000 دلار خریداری می شد.

5. تازه باید یک نمایندگی از شکلات های فرمند هم در وسط امریکا به بزرگی کوخ سفید بنا می کردند.(از این پف پفی ها که بیسکوییت شکلات است. خیلی هم باب میل ماست.)

6.  کلا جنگ بی جنگ. باید خاک زیر پایمان هم سرمه چشمانشان می کردند. تازه به نفع کشور های دیگر هم میشد دست از سر کچلشان بر می داشتند و به بهانه سلاح مولکولی ما خاک آنها را به توبره نمی کشیدند. شنیدید میگویند گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری؟

7. دیگر از این کار های بی تربیتی هم نمی گذاریم انجام دهند . چه معنی دارد سرباز آمریکایی نصف کره زمین را بپیماید بیایید در عراق زاد و ولد نماید آن هم نامشروع. همان ینگه دنیا کارش را بکند دیگر.

8. میدادیم باراک را یک فصل لخت و عور در کوچه وبیابان بگردانند تا عبرتی باشد برای همکیشانش.

9.ویزا برای رفتن به امریکا کلا برداشته می شد و عوضش آمریکایی هایی که می خواستند بیایند ایران باید ویزا می گرفتند آن هم باید از صافی برادران سپاهی عبور کنند . که آن هم خودتان می دانید دیگر .. تا دکمه بالای یقه را نبندند و یک وجب ریش نگذارند و خانم ها چادر سر نکنند نمی شود بیایند. البته مطمئن باشید وقتی مجنون ما (منظور همان خواستگار نیمچه محترم),ما را به همسری انتخاب کند حتما آمریکایی ها ریش که سهل است جانشان را می دهند بیایند ایران.

می بینید اگر آب باشد ما هم شناگر قابلی هستیم. اگربهمان اجازه دهند خودمان برای خودمان یک پا شیطان بزرگیم. پس نگویید ما این جور نیستیم و آن جور نیستیم. این خاصیت قدرت است.

اما خیالتان راحت باشد هرچقدر هم پاشنه درمان را  از جا در بیاورد ما بله نمی گوییم. حتی اگر اعتصاب غذا کند و از گشنگی همین کف پایمان بمیرد هم بله نمی گوییم. چون دوست نداریم کشور خود را ترک کنیم. یک وجب از این خاک آلوده به سرب تهران را به همان نمایندگی فرمند نمی فروشیم. مگر کشک است؟

[ ۱۳۸٩/٧/٢٥ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب