طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

بعد از قریب به یک ماه سر و کله زدن با جینگولو های 6 ساله. و جانفشانی نمودن در راه علم و دانش به این نتیجه رسیدیم که دانشمندان همه چرت می گویند. دانشمندان می گویند کار با بچه ها آدم را جوان می کند. اما نمی دانیم چرا در ما نتیچه عکس دارد. مصداق آنکه نمی دانیم چرا غوره صفرا فزود.

دست چپمان درد میکند. تپش قلب گرفته ایم. موهایمان رو به سفیدی گذارده.دندان هایمان عنقریب است که بریزد بس که از دستشان حرص خوردیم و دندان ساییدیم و در دل بهشان فحش دادیم که بشین پدر سوخته. می دانید از کجا می سوزیم . این که نمی توانی به غیر از خنده و خوش آمد چیزی از گل نازک تر بهشان بگویی. ای کاش زمان قدیم بود. آن وقت یکی دو تاشان را چنان به چوب فلک می بستیم که به عمرش ندیده باشد چنین میر غضبی را. ولی چه کنیم که نمی توانیم و مدام با التماس و عجز و لابه و گاها به دست و پاشان می افتیم و در خواست عفو هم می کنیم که چرا بهشان اجازه ندادیم بروند مستراح. راستی گفتیم مستراح . نمی دانیم این مثانه هایشان چرا این قدر زود به زود سر شار می گردد. هر نیم ساعت به نیم ساعت. تازه وقتی هم که در حال ریختن است می فهمند که ای داد دستشویی شماره یک یا بعضا دو دارند. خدارو شکر مادرانشان دیگر لطف نموده اند و حداقل شستن ماتحتشان را یادشان داده اند وگرنه فکرش را کنید کار مااز صبح تا  ظهر شستن کودکان دلبند مردم بود. القصه مولانا گفت خام بدم پخته شدم سوختم. ما می گوییم خام بودیم در طرفه العینی سوختیم آن هم از همه جایمان. مرحله پختن نداشتیم کلا.

ولی خدایی دوران کودکی ما هم همین طور بود؟ چرا ما یادمان نمی اید که شلوغ کرده باشیم؟ تا آنجا که یادمان می آید کلاس ساکت بود نهایت همه با هم می گفتیم. اُ با ُ اُ اُاُ می شه و از این قسم خزعبلات. اما کودکان امروزی میخ سر خود دارند. هرچه هم می گوییم عزیزم جانم قربانت بروم بفرما بشین بتمرگ. بازم گوشش بدهکار ناز و نوازش ما نمی شود. خدا کند کار دستمان ندهند و فردا در روزنامه ها خبر قتل یکی از دانش آموزان توسط معلمش را نخوانید.

اما چیز های خوبی هم یاد گرفتیم . اینکه در کودکی می توانی معلم را سر کار بگذاری و هر هر بخندی ولی معلم نتواند کاری کند. این که الکی گریه کنی و معلم خودش را خیس کند که ای وای چه خاکی بر سرم شده و از این حرف ها. فکر کنم اصلا از کودکی به یاد داده اند زیر آبی رفتن را. از همین کودکی یادمان دادند که اندازه جایزه ات کار کن. برای همین است که الان نمی خواهیم بیشتر از پولی که بهمان می دهند تلاش کنیم و حتی فکر می کنیم مقدار حقوقمان کم است برای این یک مثقال کاری که زحمت می کشیم . فکر کنیم همان کودکی یادمان داده اند خبر چینی کنیم تا خودمان را عزیز کنیم. برای همین است که الان بزرگترین راه پیشرفت در این مملکت زیرآب زنی است و بس. یادمان داده اند که با کتک زدن حق خود را بگیریم. برای همین است که تا حرف مخالف می شنویم اسلحه های گرم و سردم و ولرممان را در می آوریم و بنگ.

خلاصه هرچی یاد گرفتیم همین کودکی یادمان داده اند.

[ ۱۳۸٩/٧/٢۱ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب