طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

داریم خانه تکانی می کنیم در حد تیم ملی. یعنی برای خودمان کت وکولی نگذاشته ایم.

کلا خانه کن فیکون است الان. خانه همسایه بله بران است. جشن نامزدی و این حرف ها. حالا دخلش با ما چیست عرض می کنیم. یک شب که نشسته بودیم پای تلویزیون و از این فیلم های قزل قورتکی خاله زنکی نگاه می کردیم و اشکی می ریختیم در باب مظلومیت واقع شدن دختر فیلم و از این حرف ها. ناگاه صدای در ما را به خود آورد . اول فکر کردیم والده مکرمه است لذا همین جور بی مقدمه چینی جانبی(منظور بی شال و کلاه می باشد) پریدیم جلوی در. شانس آوردیم که خانم همسایه بود. اگر آقای همسایه بود که هیچ.. کلا اسلاممان به خطر می افتاد.

سلامی و عرض ادبی و این حرف ها. ( قابل ذکر است که ما سر جمع دوبار در طول یک سالی که این جا آمدیم این بنده خدا را زیارت نکرده بودیم.)

فرمودند. راستش ما آخر هفته برنامه نامزدی دخترم رو داریم اگر میشه لطفا خانه اتان را به ما بدهید جهت امر شستن و رفتن و آشپزی و ایضا قسمت مردانه مجلس. و چنان بنده خدا با ترس و التماس می گفت که فکر کردیم از ما ترسیده. ما هم که مرده این کار هاییم با رویی گشاده پذیرفتیم . فقط حیف که قسمت مذکرش به ما رسیده. قسمت مونثش حال دیگری دارد!!! بگذریم که احتمالا ما هم باید از خانه به در شویم چون هرچه باشد ما هم مونثیم و قباحت دارد این همه مرد ما وسطش هی برویم و بیاییم دیگر..وقتی آن بنده خدا رفت. نگاهی به آینه انداختیم و بلا فصل متوجه شدیم ترس او از چه بوده. موها سیخ شده بنده. چشم های ور قلمبیده. و لباس های زاری که بر تن داشتیم. آخر کلا عقیده ما این است که خانه محل امن و آسایش است. لذا گل و گشاد ترین لباس ها را در کمد لباس های بنده می توانید بیابید.

خلاصه کلی خجالت کشیدیم از این همه چیپ بودن خودمان. اما آنچه که مهم است نیت افراد است ما که نیتمان درست بوده حالا چه به هیکل گودزیلا وارد شویم چه به هیکل مامان زیلا( یا همان حوری!)

اما آخرش نفهمیدیم این کلمه بله بران درست است یا بله برون؟ یعنی بله را می برند مانند پارچه ای که قیچی میبردش. یا می برند. مثل یک وسیله ای که میبرند. (بابا نوشتنش سخت است خودتان متوجه شوید دیگر)

[ ۱۳۸٩/۳/٤ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب