طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

احساس می کنیم وبلاگمان آبکی شده. خیلی پاستوریزه از آب در آمده. می خواستیم کوبنده و چسبنده و ویران کننده و ضایع کننده تر از این باشیم.

راستش اولش که این وب نبود . (ما بودیم ابن جا نبودیم) گفتیم زبان رمانتیک و ادبی و خاله زنکی حس ما را برای نوشتن ارضا نمی کند. خواستیم طلبکارانه بنویسیم و فحش نثار ارواح آنان که رو ح ما را آزردند بدهیم گفتیم خوب ملت فکر می کنند چقدر ما آدم خشن و بی روح و بی نوا و تنهایی هستیم این موضوع هم منتفی شد. گفتیم بهترین راه همان زبان طنز است. درش هم می توانی انتقاد کنی و هم می توانی فحش دهی و هم می توانی ضایع کنی و آخرش هم حرف دلت را بزنی .

بالاخره شروع به نوشتن نمودیم. یکی یکی سوژه ها را انتخاب می کردیم و در باره آن چه که می خواستیم بنویسیم اول کمی خودمان می خندیدم و بعد شروع می کردیم به نوشتن.

اما هر موضوعی را می خواستیم به خورد ملت بدهیم یک جایش گیر داشت. یکی در باب امور مملکتی فضولی می نمود . یکی دیگر به اقشار محترم جامعه بر میگشت و خدایی ایرانی ها هم که کم از دماغ فیل نیافتاده اند. انگار ارث پدرشان را هپلی نموده ای . تا می گفتی فلان ,میزدند زیر گوشت که:‌" خودتی".

خلاصه هر موضوعی یک گیری پیدا کرد تا این که الان افتاده ایم به جان قشر کم توان و بی زور بازوی ملت. به قول دوستمان رعایا...

حالا دیگر به خال پشت باسنشان هم رحم نمی کنیم و ازش موضوع میسازیم و سعی می کنیم دق دلی دیگران را سرش خالی نماییم.

الغرض از نوشتن این رنج نامه...!!!!!

به بزرگواری خودمان و مهربانی خودمان و همه چیز های خوب خودمان شما ما را ببخشید اگر وبلاگ آن چیزی نیست که انتظارش را دارید. از این به بعد سعی می نماییم بهتر بنویسیم و موضوع های بهترتری از خال و این حرف ها پیدا کنیم.

 

[ ۱۳۸٩/٢/۱٢ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب