طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

اول از همه همین جا ذکر کنیم که مطلب هیچ سنخیتی با تیترش ندارد. فقط کمی مرتبط است....!!!!

چند روزی است آقای رییس خانواده گیر داده اند که الا و بالله باید برویم شهرستان زندگی کنیم. هم خرجش کمتر است و من زیر بار اجاره خانه دولا نمی شوم صاحبخانه ها سوارم گردند هم این که مکان مناسبی است برای فرار از دست بدهکار ها...!!

تا بیایند مرا پیدا کنند قیمت نفت دو برابر شده و من هم پولدار می شوم...

البته ناگفته نماند که هرچه در باب این مطلب فکریدیم به نتیجه ای نرسیدیم که پول نفت به بدهی آقای رییس چه ربطی دارد. در آخر این فکر در پس مخچه امان آن ته ته ها جرقه زد که آقای رییس احتمالا چاه نفتی پیدا کرده و می خواهد برود رویش بخوابد ( مثل مرغ که روی تخم هایش می خوابد) تا مبادا کسی از او آن را بدزدد.

حالا هرچه ما این وسط عز و التماس و لابه می کنیم که بابا تمام زندگی و هست و نیست ما این جاست به خرج جناب رییس نمی رود که نمی رود.  رفته در ده کوره ها دنبال منزل اعیانی می گردد...!!!

به همه هم سپرده که ایها الناس برای ما خانه پیدا کنید داریم الاخون والاخون می شویم...!!! البته باز هم این نکته جای سوال دارد که کجا ما الاخون والاخون شدیم که خودمان خبر نداریم؟...!

خلاصه تا اطلاع ثانوی ما اسپند دونه دونه هستیم روی آتش داغ هی بالا پایین می پریم و در تکاپوی یافتن راه نجاتی از این بالای عظمایی که سرمان آمده. از همین جا هم از همه دوستان و دست اندر کاران فریاد کمک می طلبیم که ملت به دادمان برسید خانه امان را بردند هی هی..( به سبک شب های برره).

[ ۱۳۸٩/۱/٢۱ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب