طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

بالاخره بعد از یک ماه با هزار تشر و تف و لعنت به خودمان , به خودمان رضایت دادیم بیاییم و این جا مطلبکی از خود در کنیم. نا سلامتی سال نو به بازار آمده و سال کهنه دل آزار گردیده. قباحت دارد ما با این هیکل گنده این جا بشینیم و هی از فرط غصه و تلخی زار بزنیم و لاغر و نزار بشویم و هی ملت به ریش ما بخندند که هی یارو رو نیگا.

 دیگر به تریج قبای مبارکمان برخورده . البته شخصا هیچ تضمینی نمی دهم که به شیرین زبانی و خوش سخنی دفعات قبل برایتان سخنان گوهر بار بنویسم چون اصولا در این یک ماه ماجرای ما از زمین تا اسمان چرخیده و بعدش هم تالاپی خورده زمین. ولی به خاطر روی گلتان سعی می کنیم کمی شاد شویم و شکر خندی تحویلتان دهیم.

 و اما سال جدید. مگر قدیمش چه گلی به سرمان زد که حالا جدیدش بزند؟ کلا این سالها همه از یک قماشند. می آیند و میروند بدون این که کمی مرام و معرفتی داشته باشند.

ما که زیاد با این عوض بدل های امسال حالی ننمودیم. اما به کوری دشمنانمان خودمان را خوش و خرم و کک نگزیده معرفی نمودیم و طوری خوشحالی نمودیم که هر که ما را می دید آب از لب و لوچه اش آویزان می گردید.

هنوز اتفاق جالبی در این سال نیافتاده که برایتان تعریف کنم. به جز این که در سیزده بدر امسال ما برای عوض نمودن حال مجلس و بی ریا نمودن آن چند فقره زمین خوردیم و با پا و کله و دست از بالای کوه تا پایین آن را جارو نمودیم و ملت هم به ما خندیدند و فیضی بردند ما هم برای این که ضایع نشویم لبخندکی ملیح بهشان تحویل نموده و علیرغم درد شدید دست و پا مانند سوپر مارمولکی از آن بالا جهیده پایین و تعظیمی به حضار نمودیم. حالا جایتان خالی بود یا نه را نمی دانم . ولی از یک خنده مفصل محروم ماندید خلاصه...!!!!

[ ۱۳۸٩/۱/٢٠ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب