طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

سلام....

چند روز پیش (دقیقا چند روز میشه)؟؟؟ حالا زیاد مهم نی.. قرار گذاشته بودیم با دوستم. تا بریم ...

 بهش.. قرار مشخص شد ساعت فلان ومکان بهمان...

صبح..خمیازهبعد.. و بعد.. و بعد هم سر قرار..

وقتی  سر قرار، دوستم وایساده بود و منتظر. من از توی ماشین و از دومتری .. ولی دوستم..

من.. و بعد.. ولی باز هم دوستم..

من.... و باز ولی باز هم..!!!!!!!

من.. و بعد.. 

گوشیو برداشته من..

خلاصه بعد از یک ساعت بالاخره موفق میشه مارو ببینه و میاد سوار میشه!!!!و من..

بعد از یک ساعتبالاخره ..

و این داستان به خیر و خوشی تموم شد..

یاداوری:به دلم مونده بود داستان اسمایلی که به حول و قوه الهی به سرانجام رسید.. حالا مرررررررد میخوام بیاد از تو این داستان رو در بیاره ها!!!!!نیشخند

یاداوری:

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب