طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

چپ رفتیم راست رفتیم شنیدیم که فایده نداره علف باید به دهن بزی شیرین باشه..

 هی گشتیم و فلسفه ای برای این ضرب المثل پیدا نکردیم..خلاصه از آن جایی که یک علامت سوال قلمبه روی سرمان سبز شده بود, راه افتادیم و در معیت جناب دهخدا (البته بیشتر جناب دهخدا در معیت ما بودند تا ما در معیت ایشان) گشتیم و گشتیم من باب جستن این ضرب المثل و این که از کجا آب میخورد..

ماحصل یک عمر نتیجه کار و کنکاشمان هم رسید به دوران پارینه سنگی.. حتی ماقبل دوارن پارینه سنگی.. حتی ماقبل خلقت بشر.. یعنی یک جورهایی رسید به عصر همان یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کی نبود.. گویا خدا این را به عنوان سنگ محکی برای میزان عدالتش خلق نموده بوده و به آدم هدیه نموده که او هم سنگ محکی داشته باشد برای حوا خانم.. و این دست به دست گذشته و رسیده به قابیل.. اما  از آن جایی که علف هابیل به دهن قابیل خوش نیامده لذا عدالت علفی اش را تمام کرده و فرت...(عدالت علفی همان سنگ محک است دیگر, خنگول بازی در نیاورید منظور همان "علف باید به دهن بزی خوش بیاید"..)

بعد از این دوران میرسیم به دوران پارینه سنگی.. از این دوران اسناد و مدارک زیادی در دست نیست.. انگار این دوره اصلا در مود این جنگولک بازی ها نبودند و مثل آدم زندگی اشان را میکردند و سنگشان را می سابیدند و اصلا هم دشمنی نبوده که بخواهند آب در آسیاب دشمن بریزند..

 همین طور که جلو می آییم این ضرب المثل نمود بیشتری پیدا می کند.. علف فرشتگان خدا بر دهان لواط آن دوران بدجور شیرین آمده بوده ولی از آن جایی که این علف به دهان فرشتگان خوش نیامده بوده حکمشان را میکنند و باز هم فرت...

یا علف زلیخا به دهان یوسف پیامبر.. همین طور علف بلقیس بانو به دهان حضرت سلیمان.. علف خلافت بر یزید و دار و دسته اش و علف امامت بر ابوبکر و فک و فامیلش و همین طور بروید تا الی الابد...البته داریم برایتان نمونه های بزرگ می آوریم وگرنه نمونه های گمنام تا دلتان بخواهد به وفور یافت میشود.. حالا همه نقل ها را ول کنید که اگر بخواهیم برایتان باز گو کنیم به مثنوی هفتاد کاغذ می گوید زکی..

برسیم به دوران خودمان.. هزاران علف هست که به دهان هزاران بزی شیرین می آید و بالعکس .. شاید هم بعضی وقت ها علفه بزی را می خواهد ولی بزی علفه را نه.. و یا بزی علفه را میخواهد ولی علفه بزی را نه!!!! بعضی بز ها با تصورات علفشان توهم میزنند و خودشان را انتحار میکنند.. بعضی اما این وسط زورشان به خودشان نمیرسد مردم را انتحار میکنند..نقل ماست حالا...این وسط مانده ایم این علف مورد بحث ما به دهن کدام بزی این جور شیرین آمده که چنین قشرق به پا شده و زمین  و زمانمان را کن فیکون کرده..از ظاهر قضیه پیداست که این بز هر بزی هست از آن بزهای سر به زیر و متواضع نیست... از آن بزهای جفتک پرانی است که تا به خواسته و مراد علفش نرسد دست بردار نیست و آنقدر خز و خیل بازی در می آورد تا بیایند و دو دستی علفش را تقدیم کنند.. خوب گویا قرار نیست بیدی هم باشد که با این باد ها بلرزد.. البته شاید هم میلرزد و عیان نمیکند که ضایع نشود ..الله اعلم.. هرچه هست که بدجورعلفش را چماق سرمان کرده و هی پزش را به ما می دهد.. قصد دارد تا ارث پدر نداشته اش را از حلقوم ما نکشد بیرون دست بر ندارد .. آخرش یا ما را به کشتن می دهد یا خودش را .. البته مورد دوم به واقعیت نزدیک تر است.. این را نه از روی قلدری عرض کردیم ها .. نه.. حاصل تلاش شبانه روزی ما و جناب دهخدا است.. بعد از این همه جستار در تاریخ و نسخ بالاخره آنقدر تجربه پیدا کردیم که قاطعانه بگوییم طبق قانون طبیعت یه بار جستی ملخک.. دوبار جستی ملخک آخر سر تو دستی ملخک!!!

یاداوری: بیخود زور نزنید آن که باید بگیرد خودش میگیرد....

[ ۱۳۸٩/۱۱/٢۸ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب