طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

+والده مکرمه محترمه: ای خدا!!!!!!!!!(به صورت جیغ بنفش)
_ما: چی شد؟
+الان گل می خوریم!!!

چند دقیقه بعد تر:


+نــــــــــــــــــــه!!!!(باز هم جیغ بنفش)
_یک متر پریدیم هوا چیه خوب؟!!
+هیچی الان گل می خوریم!!!


مادر مکرمه قیافه اش از تلویزیون دیدنی تر است...


+ای خدا تو می تونی.. کمک کن یه گل بزنن!!!!
_مامان جان لطفا خدا رو دیگه سی. اسیش نکن.. اون ما می توانیم یه چیز دیگه است!!!
+ایش حرف نزن الان گل می خوریم!!!


چند دقیقه سکوت...


مسعود شجاعی  زیر ما تحت یارو کره ای آب لمبو می شود!!!
بد بیراه است که به جانب یارو روانه شده...


دوباره بعد از چند دقیقه:


+ای خدا تو می تونی. یه گل به ایران بزنن؟!!!
_جـــــــــــــــــــــــان؟!!! مامان تا الان فکر می کردیم اینهمه داد و بیداد واسه ایران بوده نگو تو طرف کره ای ها بودی و رو نمی کردی؟
+نه اشتباه لپی شد!! ای خدا یه گل ایران بزنه!!!


خیابانی هم که ماشالا استاد تلفظ اسامی دوستان چشم بادامی است.. یارو چپ میرفت راست می رفت هی میگفت: چادری... حالا چادری میگیره.. چادری میزنه .. چادری تکل می ره!!!


هی ما وسط زمین فوتبال دنبال یک خانم محجبه چادری میگشتیم !! بعد از مدتی کلافه شده و میپرسیم: این چادریه کیه که هی این خیابانی میگه؟


طی یک سری غرولند ها و نگاه های چپ چپ متوجه شدیم چادری اسم همون آقای چشم بادامی  کره ای می باشد که با شورت ورزشی بالای زانو و موهای افشون داره جولان میده !!!

انتهای بازی رمقی برای والده مکرمه نمانده و جای سیلی هایی که وسط بازی به صورت روانه داشته مبنی بر این که "ای خاک به سرم الان گل می خوریم " بد جور توی ذوق می زند.. دلمان بد جوری برایش سوخت که دست از پا دراز تر از جلوی تلویزیون بلند شد و حاصل آن همه کتک کاری هیچ بود...


اما نیشخند ما حرف دیگری داشت!!!


تیمی که بازیکنش در اوج حرفه ای گری و ژست های مکش مرگ مای من بلدم و منو نیگا , توپ را به ده قدمی خود نمی تواند درست پاس بدهد و سر از اوت در می آورد و خودش هم نمی داند چه طور شد که این طور شد همان بهتر که نرفت بالا.. آبرو ریزی بود به خدا!!!

[ ۱۳۸٩/۱۱/٤ ] [ ۳:۱۳ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب