طنز تلخ , قهوه اسپرسو!
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
لینک دوستان

(این یک پست اضطراری است)

خوب هرچه می خواهیم ندیده بگیریم و از کنارش با بی تفاوتی بگذریم آن ذات حساس و فطرت خدا جویمان نمیگذارد لا مصب...
اولی که وارد دنیای بلاگر ها شدیم و از همه جا بی خبر بودیم و مثل کودکی معصوم و خوش باور.. همه چیز را در این دنیای خوشگل و پر رنگ و لعاب باور میکردیم ... در همین خیالات خوش باور با دوستانی آشنا شدیم و تبادل کامنت و لینک و هر روز سر بزن و بخوان و از این کار ها.. یواش یواش از بین لینک های دوستان با وبلاگی آشنا شدیم که اسمش همه جا بود .. وب گپ را از آن موقع شناختیم و رفتیم قاطی باقالی هایش.. یعنی همان خواننده هایش...یک روز از همین روز های خدا نمیدانیم چه سنگی به مخ این بشر خورد که ناگهان تصمیم گرفت انتخابات بلاگی بر پا کند و به قول خودش خلاقیت و نوآوری به خرج دهد.. خلاصه از بین وبلاگ هایی که می خواند آنهایی که شایسته میدانست را انتخاب نمود و چون معتقد بود خودش از همه نو آور تر است توی همه گزینه ها وب گپ بود... آن انتخابات با استقبال بی نظیری رو به رو شد.. و خیلی هم به دل چسبید... اما..
دوره دوم انتخابات را وحید بر این مبنا گذاشت که حمایت از قشر مستضعف وبلاگی کند .. یعنی وبلاگ های که شایسته بهتر دیده شدن هستند ولی دیده نشده اند.. به اصطلاح دنبال کشف استعداد های کشف نشده افتاد و الحق هم انتخاب های خوبی داشت.. مخصوصا که از بچه ها هم نظر سنجی کرده بود...
دوره دوم انتخابات چنان مانند بمب شیمیایی ترکید که بوی مشعشعش همه جا را گرفت .. دیگر هیچ وبلاگی نبود که خبری از انتخابات ندهد و حمایتی نکند.. اولش خیلی خوب بود و خوش خوشان میرفتیم و مناظره ها را می خواندیم و خوشمان می آمد وکلی دور هم کر کر و هر هر می کردیم و کاندیدا ها برای هم خط و نشان می کشیدند ما هم به ریششان می خندیدم و سعی میکردیم آتش را داغ تر کنیم تا این نان انتخاباتی تنوری تر شود.. اما چشمتان روز بد نبیند.. امان از جنبه پایپن و حسادت و هر گونه صفت رذیله ای که به مختان رجوع میکند... شوخی ها تبدیل شد به فحش ها.. خط و نشان های از سر شوخی تبدیل شد به تهدید و ارعاب که فلانت می کنم و بهمانت می کنم.. یواش یواش این یکی زیراب آن یکی را پیش خواننده ها زد و آن یکی زیراب این یکی را.. آنقدر این مسئله بغرنج شد که بعد از انتخابات چند تا از دوستان خداحافظی کردند و رفتند و بعضی ها بدون این که نام و نشانی بگذارند وبلاگشان را عوض کردند و خیلی ها هم با همان کدورت و بدبینی به کارشان ادامه دادند ولی دیگر آن بلاگر خوب و صمیمی قبلی نبودند...
 اخیرا هم این میثمک انتخابات جنسیتی راه  انداخت و دقیقا همین اوضاع به وجود آمد.. دعوا و بحث و گیس و گیس کشی.. نمیدانیم مشکل از ذات انتخابات است یا ما ها بی جنبه ایم در این موضوع..

و حالا انتخابات سوم.. سر این یکی وحید یک شورا تشکیل داده و هنوز هم میگوید که هدف از این انتخابات فقط آشنا شدن دوستان است و لا غیر..ما هم باور میکنیم که قصد او خیر بوده.. اما این بار هم انگار افرادی که برای این انتخابات و این دیده شدن تلاش زیادی کرده بودند و انتخاب نشده اند سر دعوا را باز کرده اند و هی می خواهند گندم به آسیاب دشمن روانه دارند.. بعضی از کاندیدا ها هم شوخی های کاندیدا های دیگر  را جدی میگیرند..
فضای انتخاباتی دوست داشتنی است تا وقتی  که همه چیز بر اساس شوخی و خنده باشد حتی همان شاخ و شانه کشیدن ها.. نه این که تبدیل شود به جنایت...این که هر فصل یه عده از دوستان خوبمان آنقد مکدر شوند که دیگر اثری نماند ازشان... کار وحید قابل تقدیر است ولی کاش ما هم جنبه انتخاباتی امان را بالا ببریم...
در پایان فقط یک چیز را می خواهیم بگوییم .. خیلی از دوستان از کاندید های مورد علاقه اشان حمایت نموده اند.. ما هم خوب سیب زمینی نیستیم که.. می خواهیم از چند نفر اعلام حمایت میکنیم
از جوگیریات... چندی نیست با او آشناییم اما همین چند مدت هم محتوای موضوعاتی که بیان میدارد برایمان جالب است هم اخلاق خوش او.. فروتن است و به بازدید های بالایش خودش را نمیگیرد.. هر که به وبلاگش برود بدون هیچ کم و کاستی به او خوش آمد میگوید.. چیزی که در وبلاگ های با بازدید بالا کمتر یافت میشود.. برای ما مردم داری مهم تر است.. پس زنده باد جوگیریات...
از ما هیچ ما نگاه.. خوب خیر سرمان در این جشنواره عکسلاگ  شرکت نموده ایم .. از او حمایت نکنیم که ور می افتیم.. اما جدا از شوخی از جشنواره عکسلاگش خوشمان آمده.. مطالب وبش هم بعضا آدم را می پکاند.. مثل همان قضیه اسرار دلارش...
دیگه همین دیگه...

[ ۱۳۸٩/۱٠/٢ ] [ ٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ ریحانه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب